عاشقانه ها ...........(به یاد ساناز)

Page 6 of 11 Previous  1, 2, 3 ... 5, 6, 7 ... 9, 10, 11  Next

View previous topic View next topic Go down

Re: عاشقانه ها ...........(به یاد ساناز)

Post by armin on Sun 08 Aug 2010, 2:39 pm


armin
رفیق ماندنی
رفیق ماندنی

تعداد ارسالها : 448
Join date : 2010-07-25
Age : 105

Back to top Go down

Re: عاشقانه ها ...........(به یاد ساناز)

Post by armin on Sun 08 Aug 2010, 2:40 pm


armin
رفیق ماندنی
رفیق ماندنی

تعداد ارسالها : 448
Join date : 2010-07-25
Age : 105

Back to top Go down

Re: عاشقانه ها ...........(به یاد ساناز)

Post by armin on Sun 08 Aug 2010, 2:41 pm

در وصل هم ز عشق تو اي گل در آتشم

عاشق نمي شوي كه ببيني چه مي كشم

با عقل اب عشق به يك جو نمي رود

بيچاره من كه ساخته ي اب و آتشم

ديشب سرم به بالش ناز وصال و باز

صبح و ز سيل اشك به خون بنشسته بالشم

پروانه را شكايتي از جور شمع نيست

عمريست در هواي تو مي سوزم و خوشم

باور نكن كه طعنه ي طوفان روزگار

جز در هواي زلف تو دارد مشوشم

دارم چو شمع سر غمش بر سر زبان

لب ميگزد چو غنچه ي خندان كه خامشم

هر شب چو افتاب به بالين من بتاب

اي افتاب دلكش و ماه پري وشم

ساز صبا به ناله شبي گفت"شهريار"

اين كار توست من همه جور تو مي كشم


armin
رفیق ماندنی
رفیق ماندنی

تعداد ارسالها : 448
Join date : 2010-07-25
Age : 105

Back to top Go down

Re: عاشقانه ها ...........(به یاد ساناز)

Post by armin on Sun 08 Aug 2010, 2:41 pm

خیلی سخته چیزی رو که تا دیشب بود یادگاری
صبح بلند شی و ببینی که دیگه دوسش نداری
خیلی سخته که نباشه هیچ جایی برای آشتی
بی وفا شه اون کسی که جونتو واسش گذاشتی
خیلی سخته تو زمستون غم بشینه روی برفا
می سوزونه گاهی قلب و زهر تلخ بعضی حرفا
خیلی سخته اون کسی که اومد و کردت دیوونه
هوساش وقتی تموم شد بگه پیشت نمی مونه
خیلی سخته اگر عمر جادوی شعرت تموم شه
نکنه چیزی که ریختی پای عشق اون حروم شه
خیلی سخته اون که می گفت واسه چشات می میره
بره و دیگه سراغی از تو ونگات نگیره
خیلی سخته تا یه روزی حرفهای اون باورت شه
نکنه یه روز ندامت راه تلخ آخرت شه
خیلی سخته که عزیزی یه شب عازم سفر شه
تازه فردای همون روز دوست عاشقش خبر شه
خیلی سخته بی بهونه میوه های کال رو چیدن
بخدا کم غصه ای نیست چن روزی تو رو ندیدن
خیلی سخته که دلی رو با نگات دزدیده باشی
وسط راه اما از عشق یه کمی ترسیده باشی
خیلی سخته که بدونه واسه چیزی نگرانی
از خودت می پرسی یعنی می شه اون بره زمانی؟
خیلی سخته توی پاییز با غریبی آشنا شی
اما وقتی که بهار شد یه جوری ازش جدا شی
خیلی سخته یه غریبه به دلت یه وقت بشینه
بعد به اون بگی که چشمات نمی خواد اون رو ببینه
خیلی سخته که ببینیش توی یک فصل طلایی
کاش مجازات بدی داشت توی قانون بی وفایی
خیلی سخته که ببینی کسی عاشقیش دروغه
چقدر از گریه اون شب چشم تو سرش شلوغه
خیلی سخته و قشنگه آشنایی زیر بارون
اگه چتر نداشته باشی توی دستا هردوتاشون
خیلی سخته تا همیشه پای وعده ها نشستن
چقدر قشنگه اما واسه ی کسی شکستن
خیلی سخته واسه ی اون بشکنه یه روز غرورت
اون نخواد ولی بمونه همیشه سنگ صبورت
خیلی سخته بودن تو واسه ی اون بشه عادت
دیگه بوسیدن دستات واسه اون نشه عبادت
خیلی سخته چشمای تو واسه ی اون کسی خیسه
که پیام داده یه عمر واسه تو نمی نویسه
خیلی سخته که دل تو نکنه قصد تلافی
تا که بین دو پرستو نباشه هیچ اختلافی
خیلی سخته اونکه دیروز تو واسش یه رویا بودی
از یادش رفته که واسش تو تموم دنیا بودی
خیلی سخته بری یک شب واسه چیدن ستاره
ولی تا رسیدی اونجا ببینی روز شد دوباره

مریم حیدرزاده

armin
رفیق ماندنی
رفیق ماندنی

تعداد ارسالها : 448
Join date : 2010-07-25
Age : 105

Back to top Go down

Re: عاشقانه ها ...........(به یاد ساناز)

Post by armin on Sun 08 Aug 2010, 2:41 pm

هیچکی از رفتن من غصه نخورد
هیچکی با موندن من شاد نشد
وقتی رفتم کسی قلبش نگرفت
بغض هیچ آدمی فریاد نشد

وقتی رفتم کسی غصش نگرفت
وقتی رفتم کسی بدرقم نکرد
دل من میخواست تلافی بکنه
پس چشه هیچ کسی عاشقم نکرد


وقتی رفتم نه که بارون نگرفت
هوا صاف و خیلی هم آفتابی بود
اگه شب میرفتم و خورشید نبود
آسمون خوب میدونم مهتابی بود

دم رفتن کسی گفت سفر بخیر
که واسم غریب و نا شناخته بود
اما اون وقتی رسید که قلب من
همه آرزوهاشو باخته بود

چهره هیچ کسی پژمرده نبود
گلا اما همه پژمرده بودن
کسائیکه واسشون مهم بودم
همه شاید یه جوری مرده بودن

وقتی رفتم کسی غصش نگرفت
وقتی رفتم کسی بدرقم نکرد
دل من میخواست تلافی بکنه
پس چشه هیچ کسی عاشقم نکرد

armin
رفیق ماندنی
رفیق ماندنی

تعداد ارسالها : 448
Join date : 2010-07-25
Age : 105

Back to top Go down

Re: عاشقانه ها ...........(به یاد ساناز)

Post by Kami on Sun 08 Aug 2010, 2:46 pm

ه دیدارم بیا هر شب

در این تنهایی تاریک و تنهای خدا مانند

دلم تنگ است

بیا ای روشن ای روشن تر از لبخند

شبم را روز کن در زیر سرپوش سیاهی ها

دلم تنگ است

بیا بنگر؛ چه غمگین و غریبانه در این ایوان سر پوشیده؛

وین تالاب مالامال

دلی خوش کرده ام

با این پرستوها و ماهی ها و این نیلوفر آبی و این تالاب مهتابی

شب افتاده است و...

من تنها و تاریکم

Kami
کوچیک شما
کوچیک شما

تعداد ارسالها : 1083
Join date : 2010-07-21
Location : abadan

http://talar.darkbb.com

Back to top Go down

Re: عاشقانه ها ...........(به یاد ساناز)

Post by Kami on Sun 08 Aug 2010, 2:49 pm


Kami
کوچیک شما
کوچیک شما

تعداد ارسالها : 1083
Join date : 2010-07-21
Location : abadan

http://talar.darkbb.com

Back to top Go down

Re: عاشقانه ها ...........(به یاد ساناز)

Post by armin on Sun 08 Aug 2010, 2:53 pm

من مي‌گم بهم نگاه کن
تو مي‌گي که جون فدا کن

من مي‌گم چشمات قشنگه
تو مي‌گي دنيا دو رنگه

من مي‌گم دلم اسيره
تو مي‌گي که خيلي ديره

من مي‌گم چشمات‌و واکن
تو مي‌گي من‌و رها کن

من مي‌گم قلبم‌و نشكن
تو مي‌گي من مي‌شكنم من؟

من مي‌گم دلم رو بردي
تو مي‌گي به من سپردي؟

من مي‌گم دلم شكسته است
تو مي‌گي خوب مي‌شه خسته است

من مي‌گم بمون هميشه
تو مي‌گي ببين نمي‌شه

من ميگم تنهام مي‌ذاري؟
تو مي‌گي طاقت نداري؟

من مي‌گم تنهايي سخته
تو مي‌گي اين دست بخته

من مي‌گم خدا به همرات
تو مي‌گي چه تلخه حرفات

من مي‌گم که تا قيامت
برو زيبا به سلامت

من مي‌گم خدا به همرات
تو مي‌گي چه تلخه حرفات

من مي‌گم که تا قيامت
برو زيبا به سلامت

armin
رفیق ماندنی
رفیق ماندنی

تعداد ارسالها : 448
Join date : 2010-07-25
Age : 105

Back to top Go down

Re: عاشقانه ها ...........(به یاد ساناز)

Post by armin on Sun 08 Aug 2010, 2:54 pm


armin
رفیق ماندنی
رفیق ماندنی

تعداد ارسالها : 448
Join date : 2010-07-25
Age : 105

Back to top Go down

Re: عاشقانه ها ...........(به یاد ساناز)

Post by armin on Sun 08 Aug 2010, 2:54 pm


armin
رفیق ماندنی
رفیق ماندنی

تعداد ارسالها : 448
Join date : 2010-07-25
Age : 105

Back to top Go down

Re: عاشقانه ها ...........(به یاد ساناز)

Post by armin on Sun 08 Aug 2010, 2:54 pm

گریه نکن که سر نوشت گر تو را از من جدا کرد

عاقبت دل های ما با غم عشق آشنا کرد

armin
رفیق ماندنی
رفیق ماندنی

تعداد ارسالها : 448
Join date : 2010-07-25
Age : 105

Back to top Go down

Re: عاشقانه ها ...........(به یاد ساناز)

Post by Kami on Sun 08 Aug 2010, 2:54 pm





تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارم

تو را به خاطر عطر نان گرم

برای برفی که آب می شود دوست می دارم

تو را برای دوست داشتن دوست می دارم

تو را به جای همه کسانی که دوست نداشته ام دوست می دارم

تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم

برای اشکی که خشک شد و هیچ وقت نریخت

لبخندی که محو شد و هیچ گاه نشکفت دوست می دارم

تو را به خاطر خاطره ها دوست می دارم

برای پشت کردن به آرزوهای محال

به خاطر نابودی توهم و خیال دوست می دارم

تو را برای دوست داشتن دوست می دارم

تو را به خاطردود لاله های وحشی

به خاطر گونه ی زرین آفتاب گردان

برای زیبایی بنفشه ها دوست می دارم

تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم

تو را به جای همه کسانی که ندیده ام دوست می دارم

تورا برای لبخند تلخ لحظه ها

پرواز شیرین خا طره ها دوست می دارم

تورا به اندازه ی همه ی کسانی که نخواهم دید دوست می دارم

اندازه قطرات باران ، اندازه ی ستاره های آسمان دوست می دارم

تو را به اندازه خودت ، اندازه آن قلب پاکت دوست می دارم

تو را برای دوست داشتن دوست می دارم

Kami
کوچیک شما
کوچیک شما

تعداد ارسالها : 1083
Join date : 2010-07-21
Location : abadan

http://talar.darkbb.com

Back to top Go down

Re: عاشقانه ها ...........(به یاد ساناز)

Post by dokhtarak on Sun 08 Aug 2010, 6:29 pm

داشتم از این شهر می رفتم
صدایم کردی
جا ماندم
از کشتی ای که رفت و غرق شد
البته
این فقط می تواند یک قصه باشد
در این شهر دود و آهن
دریا کجا بود
که من بخواهم سوار کشتی شوم و
تو صدایم کنی
فقط می خواهم بگویم
تو نجاتم دادی
تا اسیرم کنی

dokhtarak
دوست با مرام
دوست با مرام

تعداد ارسالها : 78
Join date : 2010-07-31

Back to top Go down

Re: عاشقانه ها ...........(به یاد ساناز)

Post by hadibabo on Sun 08 Aug 2010, 6:38 pm

merci bacheha

hadibabo
کوچیک شما
کوچیک شما

تعداد ارسالها : 648
Join date : 2010-07-25
Age : 34
Location : Vastar

http://barobach.tk

Back to top Go down

Re: عاشقانه ها ...........(به یاد ساناز)

Post by ID_-_BUDDY on Sun 08 Aug 2010, 7:31 pm

در دل همان محبت پیشینه باقی است

آن آرزو که بود در این سینه باقی است



باز آ و حسن جلوه ده و عرض ناز کن

کان دل که بود صاف چو آیینه باقی است



از ما فروتنی است، بکش تیغ انتقام

با خاطر شریفت اگر کینه باقی است



نقدینه ی وفاست همان بر عیار خویش

قفلی که بود بر در گنجیه باقی است



وحشی اگر ز کسوت رندی دلت گرفت

زهد و صلاح و خرقه ی پشمینه باقی است

ID_-_BUDDY
رفیق ماندنی
رفیق ماندنی

تعداد ارسالها : 390
Join date : 2010-07-26
Age : 26
Location : TeH

Back to top Go down

Re: عاشقانه ها ...........(به یاد ساناز)

Post by ID_-_BUDDY on Sun 08 Aug 2010, 7:33 pm

آسمان صاف و شب آرام

بخت خندان و زمان رام

خوشة ماه فروریخته در آب

شاخه‌ها دست برآورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ

همه دل داده به آواز شباهنگ

ID_-_BUDDY
رفیق ماندنی
رفیق ماندنی

تعداد ارسالها : 390
Join date : 2010-07-26
Age : 26
Location : TeH

Back to top Go down

Re: عاشقانه ها ...........(به یاد ساناز)

Post by dokhtarak on Mon 09 Aug 2010, 4:16 pm

از پشت شيشه هاي بزرگ دلتنگي گريه ميكنم و آرزو ميكنم كه كاش براي يك لحظه فقط يك لحظه آغوش گرمت را احساس كنم


ميخواهم سر روي شانه هاي مهربانت بگذارم تا ديگر از گريه گم نشوم


تو مرا به ديار محبتها بردي و صادقانه دوستم داشتي


پس بيا و باز در اين راه تلاش كن اگر طاقت اشكهايم را نداري


در راه عشقي پاک تر و صادقانه تر ، زيرا كه من و تو ما شده ايم


پس نگذار زمانه ی بيرحم دلهايي را كه ز هم جدا نشدني است را به درد آورد


دلم را به تو دادم و كليدش را به سوي آسمان خوشبختي ها روانه كردم


چه شبها كه تا سحر به يادت با گونه هاي خيس از دلتنگي به سر بردم


چه روزها با خاطراتت نفس كشيدم


پس تو اي سخاوت آسماني من


مرا درياب كه ديوانه وار دوستت دارم



dokhtarak
دوست با مرام
دوست با مرام

تعداد ارسالها : 78
Join date : 2010-07-31

Back to top Go down

Re: عاشقانه ها ...........(به یاد ساناز)

Post by Kami on Mon 09 Aug 2010, 4:25 pm




در آغوشم بگیر بگذار برای آخرین بار گرمی دستت را حس كنم

و مرا ببوس تا با هر بوسه ات به آسمان پرواز كنم

نگاهم كن و التماسم را در چشمانم بخوان

قلبم به پایت افتاده است نرو

لرزش دستانم و سستی قدمهایم را نظاره كن

تنها تو را می خواهم بگذار دوباره در نگاهت غرق شوم

و بگذار دوباره در آغوشت به خواب روم

نرو.....

نگذار دوباره تنها شوم....

نرو.....

Kami
کوچیک شما
کوچیک شما

تعداد ارسالها : 1083
Join date : 2010-07-21
Location : abadan

http://talar.darkbb.com

Back to top Go down

Re: عاشقانه ها ...........(به یاد ساناز)

Post by Mortezax2001 on Mon 09 Aug 2010, 5:53 pm

تسلیت ساناز

Mortezax2001
رفیق ماندنی
رفیق ماندنی

تعداد ارسالها : 294
Join date : 2010-07-29

Back to top Go down

Re: عاشقانه ها ...........(به یاد ساناز)

Post by dokhtarak on Sun 15 Aug 2010, 9:50 pm

برای بدست آوردنت نمی جنگم !

به تکّدی قلبت هم نمی آیم !

دوستت دارم ،

فارغ از داشتنت

dokhtarak
دوست با مرام
دوست با مرام

تعداد ارسالها : 78
Join date : 2010-07-31

Back to top Go down

Re: عاشقانه ها ...........(به یاد ساناز)

Post by Kami on Mon 16 Aug 2010, 12:14 am

dokhtarak wrote:
برای بدست آوردنت نمی جنگم !

به تکّدی قلبت هم نمی آیم !

دوستت دارم ،

فارغ از داشتنت
wow

Kami
کوچیک شما
کوچیک شما

تعداد ارسالها : 1083
Join date : 2010-07-21
Location : abadan

http://talar.darkbb.com

Back to top Go down

Re: عاشقانه ها ...........(به یاد ساناز)

Post by armin on Mon 16 Aug 2010, 12:19 am

مرا زیبا پرستی، داده عشق و داده مستی،
رنج هستی برده از یادم
ندارم ترسی از غم، تا که هر دم،
می‌رسد عشقش به فریادم
چو او را می‌پرستم، در کنارِ هر که هستم
نقش سنگم، سرد و خاموشم
به غیر از یاد او هر، یاد دیگر،
در جهان گشته فراموشم
تو آنی خدایا، که دانی خدایا
کسی که در همه وجودم، بُوَد ز یاد او نشانی
نکرده یک دم از محبت، به من نگاه مهربانی
مرا زیبا پرستی، داده عشق و داده مستی،
رنج هستی برده از یادم
ندارم ترسی از غم، تا که هر دم،
می‌رسد عشقش به فریادم …

armin
رفیق ماندنی
رفیق ماندنی

تعداد ارسالها : 448
Join date : 2010-07-25
Age : 105

Back to top Go down

Re: عاشقانه ها ...........(به یاد ساناز)

Post by armin on Mon 16 Aug 2010, 12:19 am

من خراب نگه نرگس شهلای توام
بی خود از باده‌ی جام و می مینای توام
تو به تحریک فلک فتنه‌ی دوران منی
من به تصدیق نظر محو تماشای توام
می‌توان یافتن از بی سر و سامانی من
که سراسیمه‌ی گیسوی سمن‌سای توام
اهل معنی همه از حالت من حیرانند
بس که حیرت‌زده‌ی صورت زیبای توام
تلخ و شیرین جهان در نظرم یکسان است
بس که شوریده‌دل از لعل شکرخای توام
مرد میدان بلای دو جهان دانی کیست؟
من که افتاده‌ی بالای دلارای توام
سر مویی به خود از شوق نپرداخته‌ام
تا گرفتار سر زلف چلیپای توام
بس که سودای تو از هر سر مویم سر زد
مو به مو با خبر از عالم سودای توام
زیر شمشیر تو امروز فروغی می‌گفت
فارغ از کشمکش شورش فردای توام

armin
رفیق ماندنی
رفیق ماندنی

تعداد ارسالها : 448
Join date : 2010-07-25
Age : 105

Back to top Go down

Re: عاشقانه ها ...........(به یاد ساناز)

Post by armin on Mon 16 Aug 2010, 12:19 am

آتشی در سینه دارم جاودانی
عمر من مرگی است نامش زندگانی
رحمتی كن كز غمت جان می‌سپارم
بیش از این من طاقت هجران ندارم
كی نهی بر سرم پای ای پری از وفاداری
شد تمام اشك من بس در غمت كرده‌ام زاری
نو گلی زیبا بود حسن و جوانی
عطر آن گل رحمت است و مهربانی
ناپسندیده بود دل شكستن
رشته الفت و یاری گسستن
كی كنی ای پری، ترك ستمگری
می‌فكنی نظری آخر به چشم ژاله بارم
گرچه ناز دلبران دل تازه دارد
ناز هم بر دل من اندازه دارد
ای تو گر ترحمی نمی‌كنی بر حال زارم
جز دمی كه بگذرد، كه بگذرد از چاره كارم
دامنت كه بر سرم گذر كنی به رحمت اما
آن زمان كه بر كشد گیاه غم سر از مزارم
از نظرهای تو بی‌مهری عیان است
جان‌گداز است آن نظر کارام جان است
سیل اشکم با زبان بی‌زبانی
با تو گوید راز عشقم گر چه دانی …
پژمان بختیاری

armin
رفیق ماندنی
رفیق ماندنی

تعداد ارسالها : 448
Join date : 2010-07-25
Age : 105

Back to top Go down

Re: عاشقانه ها ...........(به یاد ساناز)

Post by armin on Mon 16 Aug 2010, 12:20 am

تو سبز را به من آموختی
حالا از هر درختی، سر بلندتَرم
دیروز رکعت آخر باران دستم را بوسیدی
و من عجیب دلم می‌خواست عشقم را واژه واژه لمس کنی
نمی‌دانی چه قدر دلواپس پنجره‌ام
وقتی خورشید از پیله‌ی آسمان در می‌آید
پنجره‌ام باید یاد بگیرد
با چه کسانی به لهجه‌ی دیوار حرف بزند
و چه وقت خورشید عقیم را سرزنش کند
نمی‌دانم به کدام پرنده معتقدی
ولی تو را به جان هر چه چکاوک
پر آواز پروانه را نبند
هیچ کس آواز سبز پروانه‌ها را نمی‌فهمد
تو دیگر چرا؟
تو که از سلاله‌ی تابستانی
و با تمام رنگین کمان‌ها نسبت داری
آسمان بالغ می‌شود
هیچ کس نمی‌پرسد باران اهل شمال است
یا سیگار و ستاره !
وقتی که قبل از آمدن اجازه می‌گیرد
سلام می‌کند
وای، باران، دلم برای لکنتت می سوزد
نگاهم می‌کند باران
نگاهی تَر ، عاشق و مبهوت
خوابت نبرد، صبر کن
هنوز هم خیلی از مردم
باران روی شانه‌ی چترشان، جان می‌دهد
تو را به جان سیب، مخاطب
بیا برویم کمی از باران دلجویی کنیم
بیا برویم از روی شانه‌ی یک شنبه چتر را برداریم
سکوتی زلال زیر پیراهنم می‌وزد
سکوتی از اردیبهشت کودکی‌ها
که حوصله‌ی زمستان را سر برده
خوابت برد ؟
ببین دیوان پنجره را باز می‌کنم تا تفألی بر باد بزنم
چرا نگرانی ؟
نگران برهنگی پنجره‌ای یا آواز پروانه‌ها ؟
شاید هم دل واپس عبور زمانی ؟
نه ، ستاره‌ی سبز من آسوده باش
این دختر ساده تمام سال‌هایی را که گذشت
به حساب همان سیب کال می‌نویسد
وقتی که دیدمت، کمی از بوی سازت را برایم کنار بگذار
یک شنبه ما را گم نمی‌کند
شاید ما او را…ـ
خوابیدی گلم ؟
شب به خیر …

armin
رفیق ماندنی
رفیق ماندنی

تعداد ارسالها : 448
Join date : 2010-07-25
Age : 105

Back to top Go down

Page 6 of 11 Previous  1, 2, 3 ... 5, 6, 7 ... 9, 10, 11  Next

View previous topic View next topic Back to top


 
Permissions in this forum:
You cannot reply to topics in this forum